مقالات آرشیو خبر ها
یوونتوس دیگر ترسناک نیست؛ از قدرتِ مطلق تا ابهتی که دود شد

یوونتوس دیگر ترسناک نیست؛ از قدرتِ مطلق تا ابهتی که دود شد

باشگاه یوونتوس در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ خود قرار گرفته است؛ جایی که تصمیم‌های مدیریتی، سیاست‌های اقتصادی و کیفیت فنی تیم همگی زیر ذره‌بین رفته‌اند. انصراف از جذب ژان ― فیلیپ ماتتا یا هر مهاجم نوک طراز اول دیگر با رقمی در حدود 40 میلیون یورو، برای بسیاری از تحلیلگران همان نشانه نهایی بود که نشان می‌دهد باشگاه دیگر آن جاه‌طلبی گذشته را ندارد. این اتفاق را می‌توان «آخرین ضربه» به پروژه‌ای دانست که مدت‌هاست نشانه‌های فرسودگی در آن دیده می‌شود.

 

دوران مالکیت خانواده جیانی آنیلی زمانی مترادف با اقتدار، جاه‌طلبی و استانداردهای قهرمانی بود. اما پس از درگذشت او و برادرش، مسیر باشگاه تغییر کرد. بسیاری معتقدند اگر همان سال‌های بحران و سقوط به دسته پایین‌تر فرا رسیده بود، فروش باشگاه می‌توانست آغازگر دوره‌ای تازه باشد؛ چرا که فاصله مدیریتی نسل جدید با میراث گذشته به‌وضوح قابل مشاهده بود.

 

امروز انتقادات بیش از هر زمان دیگری متوجه مالک کنونی، جان الکان، است. هواداران دیگر به وعده‌های بلندمدت بدون پشتوانه مالی باور ندارند. این روند حتی پیش از دوره مدیریتی جوزپه ماروتا آغاز شد؛ مدیری که با موفقیت‌های ورزشی خود ناخواسته این تصور را ایجاد کرد که ساختار مالکیت مشکلی ندارد. اما پس از آن، تصمیم‌هایی اتخاذ شد که بیشتر رنگ صرفه‌جویی داشت تا رقابت در بالاترین سطح.

 

نماد این رویکرد را می‌توان در بازگرداندن ماسیمیلیانو آلگری با قراردادی پرهزینه دید؛ توافقی که همزمان با خروج ستارگانی چون کریستیانو رونالدو، پائولو دیبالا و ماتیس دلیخت همراه شد. تلاش برای کنار گذاشتن بازیکنانی مانند فدریکو کیه‌زا و دوشان ولاهوویچ نیز این احساس را تقویت کرد که سیاست باشگاه بیشتر بر کاهش هزینه‌ها استوار است تا ساختن تیمی مدعی.

 

در همین چارچوب، پروژه جوان‌گرایی باشگاه به‌عنوان راه‌حلی آینده‌نگر معرفی شد؛ اما منتقدان آن را پوششی برای ریاضت اقتصادی می‌دانند. معرفی استعدادهایی مانند نیکولو فاجولی و فابیو میرِتی به‌عنوان ستون‌های آینده، اگرچه از نظر ورزشی ارزشمند است، اما بدون ترکیب با ستارگان بزرگ نمی‌تواند تضمین‌کننده بازگشت به قله باشد. این وضعیت در حالی شکل گرفت که مدیریت پیشین به رهبری آندره‌آ آنیلی باشگاه را با چالش‌های اقتصادی جدی مواجه کرده بود و مالک جدید ناچار به ترمیم تراز مالی شد.

 

تنها دوره‌ای که هزینه‌ای چشمگیر صورت گرفت، با مدیریت ورزشی کریستیانو جونتولی رقم خورد؛ جایی که مبالغی قابل توجه برای جذب بازیکنانی مانند تون کوپماینرس، داگلاس لوئیز و نیکولاس گونسالس پرداخت شد. با این حال، تردیدها درباره تناسب قیمت و کیفیت همچنان پابرجاست و بسیاری این خریدها را نمونه‌ای از نبود راهبرد دقیق نقل‌وانتقالاتی می‌دانند.

 

از منظر فنی، نیازهای تیم کاملاً روشن است. یوونتوس برای بازگشت به سطح قهرمانی به حداقل دو مهاجم درجه‌یک در کلاس جهانی نیاز دارد؛ بازیکنانی که بتوانند تضمین‌کننده گل باشند، مانند ماتتا یا الکساندر سورلوث. در خط دفاع نیز پس از دوران پرافتخار جورجو کیه‌لینی، جذب جانشینی در همان سطح ضروری به نظر می‌رسد؛ فرصتی که با عدم پرداخت مبلغ موردنظر برای رناتو ویگا از دست رفت.

 

مشکلات تنها به این خطوط محدود نمی‌شود. حضور یک دروازه‌بان در سطح نخبگان ― نمونه‌ای مانند امیلیانو مارتینس ― می‌تواند ثبات دفاعی را بازگرداند. همچنین اگر تیم قرار است با آرایش تهاجمی بازی کند، وجود یک وینگر ستاره که بتواند تعادل مسابقه را برهم بزند، دیگر یک انتخاب لوکس نیست؛ بلکه یک ضرورت استراتژیک است.

 

جمع‌بندی وضعیت فعلی ساده اما نگران‌کننده است: یوونتوس برای بازسازی واقعی به سرمایه‌گذاری بزرگ، تصمیم‌های شجاعانه و مدیریتی همسو با هویت تاریخی خود نیاز دارد. باشگاهی با چنین میراثی نمی‌تواند تنها به امید پروژه‌های بلندمدت کم‌هزینه یا صبر هواداران زنده بماند. اگر مالکیت حاضر توان یا تمایل تأمین این سطح از منابع را ندارد، طرح بحث فروش باشگاه دیگر یک تابو نیست؛ بلکه می‌تواند آغازگر فصلی تازه باشد.

 

در نهایت، پرسش اصلی نه درباره یک خرید یا یک فصل، بلکه درباره جهت‌گیری کلان باشگاه است: آیا یوونتوس می‌خواهد صرفاً پایدار بماند، یا دوباره به نماد قدرت فوتبال اروپا تبدیل شود؟ تاریخ این باشگاه نشان داده که جایگاه طبیعی آن، ایستادن در قله است ― نه نگاه کردن به آن از فاصله.


«به اشتراک گذارید»
Google+ Twitter Facebook
طناز احدی مقدم
طناز احدی مقدم«خبرنگار»
ارتباط با نگارنده: