می خواهند خون یوونتوس را بنوشند!
![]() |
سهمگینترین پردهدری و صریحترین موضعگیری در مورد اصلیترین مناقشهی این روزهای یوونتوس از سوی میانهروترین فعال رسانهای نزدیک به باشگاه بیان شده: «ماسیمو پاوان» چهرهی رسانهای شناختهشده و نزدیک به باشگاه یوونتوس که سالهاست سردبیر ارشد وبسایت «توتو یووه» است. او در گفتگویی در خصوص آخرین فعلوانفعالات باشگاه یوونتوس نظرات جالبتوجه و قابلتأملی را ارائه کرده است. پاوان که علاقهمندان یووه در پیگیری اخبار این باشگاه با دیدگاههایش آشنا هستند، این بار جسورانه و صریح سخن گفته و ملاحظات همیشگیاش را کنار گذاشته و هر جا نقدی جدی داشته، آن را بدون سانسور بیان کرده است.

سلام ماسیمو.
سلام به شما.
فکر کنم با عصیانگرانهترین نسخه تو روبهرو هستیم!
شاید...
بگذار از پنجرهی نقلوانتقالات تابستانی یوونتوس شروع کنیم؛ جایی که مثل سال گذشته نتوانسته رضایت همهجانبهی طرفداران باشگاه را در پی داشته باشد.
اکنون که میخواهیم دربارهی این موضوع صحبت کنیم، پنچرهی نقلوانتقالات یوونتوس مدتیست متوقف شده است. فعلاً برآوردها حاکی از آن است که مدیریت باشگاه تصمیم گرفته هیچ بازیکن درجه یکی را نفروشد و به حفظ و ادامه دادن با اکثر خریدهای فصل گذشتهاش اکتفا کند. با این همه نباید ناامید شویم، هنوز تا بسته شدن پنجرهی نقلوانتقالات تابستانی زمان داریم؛ مهم این است که ایدههای روشنی داشته باشیم و در تخمینها و تصمیمات مرتکب اشتباه نشویم.
یووه برای عملکرد موفق در فصل پیشرو باید چه مارکتی را در تابستان تجربه کند؟
معتقدم یووه در خط میانیاش نیاز به جذب بازیکن دارد. وضعیت کنارهها نیز در حال حاضر چندان رضایتبخش نیست. به انگیزههای مصدومین و ناکامهای فصل گذشتهی یووه در این فصل نیز بسیار امید دارم؛ از کابال و برمر تا کوپماینــــرز. امسال سال بسیار مهمی برای آنها خواهد بود.
مرور تحلیلهای اخیر شما نشان میدهد که از غائلهی ناخوشایند و تمامنشدنی دوشان ولاهوویچ و یووه بسیار عصبانی هستید.
در مورد وضعیت دوشان ولاهوویچ من نه تنها ناراحت و معترض که بسیار خشمگینم. مگر میتوان دستمزد مدنظر ولاهوویچ را در مقایسه با دستمزد یوکرش در آرسنال دید و چیزی نگفت؛ مگر شرایط فعلی آنها در یک سطح است؟ آیا در باشگاه کسی نیست که بتواند نظم و آرامش را حکمفرما کند؟ یوونتوس به عنوان یک باشگاه بزرگ شایستهی احترام بیشتریست.
میدانم که از ایدهی پیوستن ولاهوویچ به میلان نیز استقبال نمیکنید؛ چرا با پیوستن او به جمع شاگردان الگری مخالفید؟
ببینید وقتی خبرهای مربوط به پیوستن ولاهوویچ به میلان و خصوصاً صحبتها در مورد پرداخت غرامت فسخ قرارداد را میشنوم، «کهیر» میزنم! یووه در گذشته تجربهی فروش پیپو اینتزاگی و روبرتو باجو به میلان را داشته؛ اما همهی آنها در ازای تبادلات مالی قابلتوجهی صورت پذیرفتند نه مانند سناریوهایی مالیای که در خصوص انتقال ولاهوویچ این روزها مطرح میشود.
یعنی معتقدید میلان میخواهد از شرایط به وجود آمده میان این بازیکن و یووه سوء استفاده کند؟
شخصاً از انتقال دوشان ولاهوویچ به میلان استقبال نخواهم کرد و در صورت تحقق این پروژه از دورنمای تمام افراد و ذینفعانی که در خرید و استقرار او در تورین سهم داشتند ناامید خواهم شد. در مورد ولا باید هوشیار باشیم و مثل یک شطرنجباز رفتار کنیم؛ نباید پروژهی «مویزه کین 2» را کلید بزنیم.
پس مشکلی با خروح ولاهوویچ ندارید، تأکیدتان بیشتر بر مقصد نهاییاش است؟
دقیقاً. اگر سایر پیشنهاداتی که رسانهها در مورد تمایل باشگاهها به دوشان ولاهوویچ مطرح میکنند صحت داشته باشد، (مثل علاقهی منیونایتد، فنرباحچه و...) فقط یه موافقت احمقانه و اشتباه میتواند کلیدِ خانهی روسونری را به جای شیاطینسرخ در جیب این مهاجم صربستانی بگذارد. در عینحال نیز بسیار کنجکاوم بدانم ولاهوویچ در صورت پیوستن به میلان چقدر درآمد خواهد داشت؟
چطور؟
شما ببینید مکس الگری همین الان از زمان حضورش در یووه، دستمزد کمتری دارد! این وسط یک چیزهایی با هم جور در نمیآیند! چرا چهرهها (اعم از بازیکنان و مربیان) وقتی پای یوونتوس به میان میآید گارد مکیدنِ خون میگیرند اما در مواجهه با سایر باشگاهها انعطافهای عجیبوغریب از خود نشان میدهند و سطح قناعتشان به مقدار مشکوکی کاهش پیدا میکند؟ !
اگر اجازه بدهید در پرداختن به ماجرای یووه با ولاهوویچ نقطهی پایان بگذاریم و به اقدامات انجام شده توسط بیانکونری بپردازیم. کونسیسائو بالاخره در یوونتوس ماندنی شد؛ تلاشها برای کولو موآنی نیز همچنان ادامه دارد. شما به این دستاورد نمرهی قبولی میدهید؟
فرانسیسکو کونسیسائو بازیکن خوبیست؛ او بیشک یک سرمایهگذاری قابلتوجه برای یوونتوس خواهد بود؛ به نظر من تلاش باشگاه برای نگه داشتن او ارزشمند بود. کولو موآنی هم اگر بماند خوب است؛ اما یووه به چهرهها و خریدهایی بیش از این دو نیاز دارد. از یاد نبریم نگه داشتن آنها را نمیتوان لزوماً خرید اطلاق کرد. بیانکونری به 3 الی 4 خرید مؤثر نیاز دارد، البته اگر چهرهی کلیدیای از تیم به فروش نرود؛ در آن صورت به تعداد نیازمندیهای ضروری یووه افزوده خواهد شد.
هرچند قابل پیشبینی بود اما ماجرای حضور «ویکتورهـــا» در یووه نیز فرجامی خوش نداشت؛ ویکتور یوکرش که آرسنال را میخواست و یووه هم ظاهراً برنامهی قطعیای برای جذب او نداشت، ویکتور اوسیمن نیز علیرغم تمایلش، در نهایت در ترکیه ماندگار شد.
در مورد یوکرش که با شما هم عقیده هستم اما ویکتور اوسیمن قطعاً بازیکن یوونتوس بود اگر جونتولی همچنان در تورین میماند؛ او حتی با 85 میلیون یورو هم اوسیمن را سیاهوسفید پوش میکرد. اینکه این مبلغ منطقی و عاقلانه بود یا نه را نمیدانم اما میدانم که هم جونتولی و هم اوسیمن برای به هم پیوستن در یووه هر کاری که لازم بود را انجام میدادند. افسوس و تأسف از بند ضد ایتالیایی ناپولی برای این بازیکن که راه را کامل برای تلاشهای حداقلی نیز به محاق برد. حقیقتاً مسخره است؛ فکر کنم ما تنها کسانی در فوتبال جهان هستیم که چنین اختراعاتی میکنیم! جالب است که بعد در تحلیلِ چرایی افت و نزول فوتبال ایتالیا از خودمان میپرسیم: «چرا ما اینقدر افتضاح شدیم و سقوط کردیم؟ !» این هم بسیار خندهدار است اما ناپولی با این شیوهی غیرقابلباور به بازیکنان یووه هم نظر دارد! (منظور فابیو میرتی است.)
و حالا جاناتان دیوید در تورین است؛ آیا او به تنهایی برای نیازهای فاز هجومی تیم کافی خواهد بود؟
آوردن «جاناتان دیوید» به تورین یک خرید هوشمندانه بود؛ با این همه امید داشتن به او برای به ثمر رساندن گلهای پر شمار در نخستین فصل حضورش در رقابتهای فوتبال ایتالیا با آن سیستمهای پرفشار، تاکتیکی و بسته تیمهایش نیز کاری بسیار دشوار خواهد بود. در عینحال تأکید میکنم که یووه همچنان به یک مهاجم دیگر نیاز دارد تا از هرگونه غافلگیری ناخوشایند در آینده جلوگیری کند.
یکی از بهتهای هواداران یووه، معاوضهی غافلگیرکنندهی آلبرتو کاستا با ژائو ماریو است؛ واقعاً ارزش را داشت؟ به نظر شما کدام بهترند؟
نمیتوانم قاطعانه نظر بدهم که آیا ژائو ماریو از آلبرتو کاستا بهتر است یا نه؛ حتی نمیتوانم حدس بزنم جانشین آتیِ داگلاس لوئیز نیز از او بهتر خواهد بود یا نه. مرز بین شکست و موفقیت در پروژه جذب بازیکن بسیار ظریف است. تنها میتوانم از سیر مذاکرات مخفیانه و انجام نهایی آن به دور از شایعات و هیاهوی رسانهها تمجید کنم و مثل همه امیدوار باشم ژائو ماریو در یووه عملکرد خوبی از خود نشان دهد.
مشکل اینجاست که تصمیمات مناقشهبرانگیز باشگاه در همین مورد خلاصه نمیشود؛ به مورد وستون مککنی اشاره میکنم. انگار خواست و نیرویی در باشگاه درصدد تلاش برای رساندن او به درهای خروجیست.
اتفاقاً من هم در مواجهه با خبرهای عجیب و باورنکردنی مثل معاوضهی «مککنی با کریستانته» ، تلاش فراوانی میکنم حکمت چنین معاملاتی را درک کنم؛ اما افسوس که هرکاری میکنم بیفایده است. اگر این اخبار شایعه یا شوخیست که هیچ اما اگر رنگوبویی از واقعیت داشته باشند باید این پرسش جدی را مطرح کرد که با چه ذهنیتی میتوان یک بازیکن مفیدِ 26 ساله را با یک بازیکن بیفایدهی 30 ساله معاوضه کرد؟ آنهم مککنی که برای یووه همیشه نقش یک همهفنحریف را ایفا کرده. نه! چنین تصمیماتی پیرامون سرنوشت و آیندهی مککنی شدیداً غیرقابل توحیه و درک است.
در مورد خبر پرتکرار معاوضهی گونزالس با فراتهسی نیز همدلی زیادی میان طرفداران با نظر احتمالی باشگاه در این خصوص به چشمم نیامده. بر فرض محال اگر این تبادل صورت بگیرد، برنده کدام باشگاه است؟
آنچه شما از هواداران در این خصوص دریافت کردهاید را شخصاً ندیده و ردیابی نکردهام. اساساً نمیدانم اینتر در معاوضهی فراتهسی با نیکو گونزالس چقدر جدیست. تمایل به انجام این معاوضه در صورت حقیقت داشتن، با توجه به ارزش فعلی این دو بازیکن، به وضوح به سود یووه است. در شرایطی که در سالهای اخیر یووه در معاوضهی بازیکنانش دست پایینتر را داشته، در این مورد میتواند دست بالا را داشته باشد و بار دیگر نشان دهد همچنان در داخل و خارج از زمین توانمند و با تدبیر است.
فروش ساموئل امبانگولا به وردربرمن با 10 الی 12 میلیون یورو برای ارزشهای این وینگر بلژیکی کافی بود؟ به نظر میرسد سرنوشت تیموتی وهآ نیز در همین مسیر باشد.
در مورد فروش ساموئل امبانگولا به وردربرمن نباید یک حقیقت را فراموش کرد. وقتی استراتژی باشگاه برای فروش یک بازیکن عیان باشد، طبعاً پیشنهادت مطلوب برای او نیز به میزان قابلتوجهی کاهش خواهند یافت. پس میبایست مذاکرات و تلاشها کمتر پرهیاهو و آشکار باشند. در فروش نفراتی مثل امبانگولا و حتی تیموتی وهآ مهم این است که تا حد ممکن بهتر و بهصرفهتر بفروشیم نه هیچ چیز دیگر. زمینِ بازی این دست بازیکنان محل بلندپروازیهای اقتصادی نیست.
با این ذهنیت که یوونتوس گرانخَــر و ارزانفروش است موافقید؟ بازیکنان جوان و آیندهدار با کمترین میزان باشگاه را ترک میکنند.
خب این نقد البته از سوی بسیاری از رسانهایها و طرفداران به یوونتوس وارد میشود. مثلاً چند وقت پیش بود که به فروش انزو بارنچهآ و فلیکس کورهآ توسط باشگاه شدیداً اعتراض شد. من اما معتقدم باید با نگاهی واقعبینانه و نه رویاگونه به این موارد توجه کرد. منتقدانِ فروش بازیکنانی همچون انزو بارنچهآ و فلیکس کورهآ باید تأمل دوبارهای در نظرات خود داشته باشند. اگرچه باشگاه در گذشته گهگاه در فروش بازیکنان و استعدادهای جوانش تخمینهای اشتباه داشته اما قرار نیست پیرامون هر بازیکن نیز حبابی از ارزشگذاریهای ذهنی و کاذب ایجاد کرد.
بالاخره سانچو به یوونتوس میآید؟
معادلهی «یوونتوس ― جیدن ساجو» از قضا نه توسط یووه که باید از سوی منیونایتد حل شود. برای آنها مهم است برای بازیکنی گرانقیمت که قراردادش در حال اتمام است بیش از 10 میلیون یورو هزینه نکنند. اگر یونایتد در حین مذاکره با یووه نیمنگاهی به رسیدن پیشنهاداتی بهتر دارد باید این را از یاد نبرد که اتلاف وقت میتواند باعث ضرر آنها شود. تعلل در مورد سرنوشت سانچو برای شیاطینسرخ ریسکی پرخطر و دیوانهوار است.
وضعیت «اینتر» رقیب اصلی و همیشگی یووه را چطور ارزیابی میکنید؟
من همچنان آنها را یکی از شانسهای اصلی قهرمانی میدانم.
با لوکمان آنها زهردارتر نمیشوند؟
ماجرای انتقال آدمولا لوکمان به اینترناتزیوناله هم در مسیر سناریوی فصل پیش تئون کوپماینرز است. آنتونیو پرکاسی (رئیس آتالانتا) همان بازی و تاکتیک را برای فروش ستارهی نیجریهایاش در پیش گرفته که پیشتر در مورد هافبک هلندی تیمش اتخاذ کرده بود. در هر حال باید پذیرفت با اضافه شدن لوکمان به فرماسیونِ هجومی نراتزوری خدا به داد تیمهای سری آ برسد. افعی با شماری از مهاجمان حساب پسداده در سری آ برای همهی ما خط و نشان خواهد کشید. با مارتنیز، تورام و لوکمان کار برای همه سخت خواهد بود. فراموش نکنیم اینتر با همین عناصر هجومی و آتالانتا با لوکمان، با اختلاف بیشترین گل را در رقابتهای فصل پیش به ثمر رسانده بودند.
در حالی که مارکت عربستان به یک شاهراه مالی کارگشا برای بسیاری از باشگاههای بزرگ اروپایی مبدل شده اما سهم یوونتوس از آن صفر بوده. ریشهی این انسداد در چیست؟
بسیار متعجبم چرا یوونتوس تنها تیمیست که نمیتواند به عربستانیها بازیکن بفروشد؟ ! برای من هم سوال است، مشکل یووه با بازار آنجا چیست؟ ! وقتی میلان میتواند تئو هرناندز، اینتر بروزویچ، ناپولی کولیبالی و لاتزیو میلینکوویچ ساویچ را به آنها بفروشند چرا ما در انجام این کار ناتوانیم؟ واقعاً نمیدانم چرا؛ هیچ عذری در این خصوص پذیرفتنی نیست!
با این تفاسیر میتوان به تغییر وضعیت در هفتههای پیشرو امیدوار بود؟
چراکه نه، هرگز نباید امید را از دست داد.
و به عنوان آخرین سوال؛ آیا هواداران در این شرایط نهچندان دلگرمکننده، میتوانند به آیندهی سیاهوسفید تیم محبوبشان امید ببندند؟
متأسفم که این را میگویم اما باید احتمال اتخاذ تصمیمات و اقدامات عجیب و غریب را نیز بدهیم؛ موضوعی که حتی فکر کردن به آن هم من را عصبانی میکند. دردناک اما واقعیست؛ ما نمیتوانیم با ایدهها و نظرات شخصیمان حقیقت اقتصادی باشگاه را در مسیر بدهی و بحران قرار دهیم. یووه برای جذب بازیکن به شدت نیاز به فروش بازیکن دارد؛ باشگاه باید عاقلانه و با استراتژی صحیح مالی در بازار رفتار کند در غیر اینصورت با شبهانقلابی پرهزینه و مملو از ریسکهای خطرناک مواجه خواهد شد. باید تا دقایق پایانی منتظر ماند و دید که نفرات مدنظر باشگاه در چه سطح و اندازههایی هستند.







